ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

59

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

در شبهاى گرم تابستان جاى بسيار مطبوعى است براى خوابيدن . اروپائى در به دو امر از خوابيدن در هواى آزاد بيم دارد و مىكوشد كه در اتاق يا حد اكثر در اتاقى با پنجره‌هاى باز بخوابد . اما گرما و پشه بقدرى عذابش مىدهند كه شبهاى متمادى بيدار مىماند و سرانجام بيمار مىشود . پس بهتر آن است كه از رسوم محلى پيروى كنيم و به دنبال محالات نرويم . از آنجا كه هوا همواره خشك است خوابيدن به روى پشت‌بام زيان‌آور نيست ، فقط بايد خود را به صورتى شايسته پوشاند زيرا بدون رعايت اين توصيه در اثر خنك شدن ناگهانى هوا پس از نيمه‌شب به تب خفيفى دچار خواهيم شد . مقارن غروب آفتاب همهء ساكنان منزل چه مرد و چه زن به پشت‌بام مىروند . به همين دليل قانون مقرر داشته كه هر خانه‌اى براى محفوظ بودن از نگاههاى كنجكاو بايد ديوارى بلند و مايل داشته باشد و همچنين شديدا منع شده است كه كسى به بام ديگرى سرك بكشد . اما اين دستورى است كه نمىتوان آن را به اندازهء كافى به اروپائيان تفهيم كرد و در غير اين صورت آنها عالما و عامدا خطر را به جان خريده‌اند « 17 » . همچنين نبايد خانهء خود را به آن ارتفاع ساخت كه از پشت‌بام آن بتوان خانهء همسايه را زير نظر گرفت . در خانه‌هاى وسيع شاهزادگان و صاحب‌منصبان يك حياط كوچك جنبى هم هست كه مدخلى مخصوص دارد و چند اتاق كوچك كه به خوبى رنگ‌آميزى و نقاشى شده در آن ساخته‌اند . به اينجا « خلوت » مىگويند . صاحب‌خانه وقتى بخواهد بدون مزاحمت با كسى صحبت كند يا گريزان از كسب و كار دمى را به فراغت بگذراند بدانجا پناه مىبرد . از بيرونى و حتى گاهى از در اصلى خروجى راهى به حرم مىرود . اين معبر كه اغلب به صورت منكسر ساخته شده در انتها با پرده‌اى بسته مىشود كه حد و مرز قسمت سكونت زنان را مشخص مىكند و فقط زنان ، خواجگان ، همسر و گاه با كسب اجازهء مخصوص ، پزشك حق ورود به آنجا را دارند . پس از درخواست ورود ، خواجه‌اى پرده را بالا نگاه مىدارد و بلند مىگويد « بسم اللّه » ؛ پرده باز مىافتد و ديگر شخص داخل اندرون است . از نظر ساختمان و تقسيمات ، اندرونى تفاوت چندانى با بيرونى ندارد ، فقط حياطها كه مناسبت با انواع فعاليتهاى زنان دارد ، تنوع بيشتر دارند ، اتاقهاى زن سوگلى به شكوه بيشتر آراسته شده ، كناره‌ها معمولا با شالهاى گرانقيمت هندى پوشيده شده و پرده‌هاى در معمولا از شال يا ابريشم منقش يزد است . بخصوص شيشه‌هاى نقش‌دار و چينيهاى كار چين و اروپا كه در طاقچه‌ها و كتيبه‌ها گذارده‌اند ، جلب توجه مىكند . از اين قبيلند : آئينه‌هاى كوچك ، كاسه‌ها ، قوريها و شيرخوريها ، قدحها ، جامها و ماست‌خوريها در اندازه‌ها و شكلهاى مختلف با متنوعترين رنگها .

--> ( 17 ) . در سال 1854 ( - 1 - 1270 ه . ق ) من ميهمانى اروپائى داشتم . هرچند وى را با رسوم اين مملكت آشنا كرده بودم باز در غيبت من نتوانسته بود بر كنجكاوى خود غلبه كند . اين كار باعث شد كه به او سنگ پرتاب كنند و دردسرهاى ديگرى نيز فراهم آوردند تا آنجا كه من با كوشش بسيار توانستم موضوع را فيصله بخشم .